تبليغاتX
با تو حکایتی دگر...

با تو حکایتی دگر...

کوتاه ترین لحظه بودن زندگی است

خدایا از من دور نیستی که به دور دست ها بنگرم  

از دیده ام نرفته ای که دیدنت را آرزو کنم

 

پنهان نبوده ای که برای پیدا کردنت از پای در آیم  

با همه  نا پیدایی در همه جا پیدایی

 

الهی خود را فراموش کرده ام که به یاد تو باشم

از دیگران گسسته ام که به تو بپیوندم

 

تو را در آیئنه چشمانم می بینم

در پرده پندارم در جای جای وجودم

 

در محراب سینه ام

در کعبه ام

 

الهی تو در جویبار رگهایم جریان داری

در همه نفساهایم جاری هستی

 

در شگفتیهای وجودم بودنت را به تماشا گذاشته ای  

هر نگاهم تو را در آیئنه داری می کند

 

و هر طپش دلم تو را فریاد می زند  

خدایا در کعبه چرا ؟

 

تو در دیده منی سرگشتگی در بادیه ها چرا ؟ 

تو در دل منی در بی سوئی ها و بی کرانگی ها چرا ؟

 

تو در جان منی 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 20:4 توسط سلطان بانو |

فرا رسیدن سال ۱۳۸۷ خورشیدی را به یکایک شما عزیزانم و دوستانم تبریک و تهنیت

عرض 

 

می نمایم امیدوارم در سال جدید با توکل به خداوند یکتا با تنی سلامت به تمام آرزوهای

 قشنگتان

 

دست یابید . در سالی که گذشت کمی و کوتاهی از این حقیر دیدید به بزرگواری

خودتان

 

ببخشید و حلال کنید .

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 9:20 توسط سلطان بانو |