نمی شناسمت ! ندیده ام تو را ! نه ، هیچ جا تو کیستی ؟ چرا نمی رسد دلم به پای تو ! ؟ ولی تو هی سکوت می کنی ، فقط سکوت آه تمام شب فقط شنیده ام خدا خدای تو ! ولی هنوز هم دلم پر از ترانه می شود و پلک پنجره عجیب می پرد برای تو
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:3 توسط سلطان بانو
|
