تبليغاتX
با تو حکایتی دگر...

با تو حکایتی دگر...

کوتاه ترین لحظه بودن زندگی است

 

نمیدونم چرا از هر جایی که شروع می کنم آخرش میرسم به خودت ...!

اصلا از این موضوع ناراحت نیستما

تازه خیلی هم کیف می کنم

هر دفعه که میام بنویسم ...

بخونم ...

حرف بزنم ...

گوش بدم ...

یه جایی اون وسطا

ناخودآگاه مسیرم عوض میشه

نمیدونم چه رازی داره !

ولی تنها موضوع مهم واسه من اینه که ...

هر جا باشم می دونم باز میرسم به خودت !

خدایا من خیلی خوشحالم

چون می دونم همیشه تو ذهنم و تو قلبم حتی اگر من حواسم نباشه

هستی

من ...! خیلی خوشحالم خدا

 

تقدیم به ....

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8:13 توسط سلطان بانو |

 

* طوری نیست اگه آدم واسه کسی که دوسش داره غرورشو از دست بده ......

 

ولی فاجه است واسه غرورش کسی و که دوست داره از دست بده . *

+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 13:16 توسط سلطان بانو |

 

طبیعت حقیقی یک قلب تنها زمانی مشخص می شود که به چیزی

 

با ظاهر بدون جذابیت پاسخ

 

مثبت بدهید

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 14:16 توسط سلطان بانو |