دیشب خیلی احساس تنهایی کردم ، با اینکه مطمئن بودم تنها نیستم . خیلی با خودم حرف زدم اونقدر که کلمه ها و واژه ها پیشم کم آوردن فهمیدم که بعضی وقتها لازمه بیخودی بخندم بیخودی گریه کنم یه جایی اونقدر بخندم که همه چشمها کوچیک بشن و ابروها یواش یواش پایین برن یه جایی اونقدر گریه کنم که همه چشمها باز بشن و ابروها یواش یواش بالا برن هیچ کس رو دورو برم نبینم ، بی پروا بخندم و گریه کنم انگار توی اتاق شب زده خلوت کردم شب هنگام فریاد زدم : آهای تنهایی !!! درست همین الان ممکنه کسی باشه که خیلی دوستت داره ، ولی نمی تونه بهت بگه یعنی نمی دونه چه جوری شروع کنه می ترسه همه چیز خراب بشه با خودش میگه نکنه اون اصلا به من فکر نمی کنه ؟ نکنه از من بدش میاد ؟ اصلا چه تاثیری روی اون میذارم ؟؟ آهای تنهایی !!!! خجالت نکش بذار زمان فاصله ها رو خجالت بده ، گریه نکن بذار خدا ذره ذره وجودتو خیس کنه ، نخند بذار صدف خوشبختی بخنده و مرواریدش برق بزنه آهای تنهایی !!!! وااااااااااااااااااوووووووو ، چه درس بزرگی بهم دادی . بعضی وقتها لازمه احساس تنهایی کنیم ... تنهایی یادمون میده همش پایین و نبینیم ، بالائی هم هست که مدام زمزمه میکنه " هیچ وقت تنها نیستی هیچ وقت "
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 9:33 توسط سلطان بانو
|

به این که ستارگان از جنس آتش اند شک کن . به حرکت خورشید تردید کن حقیقت را دروغ بشمار ولی هرگز به عشق من شک مکن
+
نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 12:23 توسط سلطان بانو
|

Where love is , God is also هر کجا محبت باشد،خدا هم هست God is in your heart, yet you search for him in the wilderness خدا در قلب توست و تو در بیابان ها به دنبالش می گردی The nearer the soul is to God, the less its since the point nearest the circle is subject to the least motion.. disturbances هر چه روح به خدا نزدیکتر باشد ، آشفتگی اش کمتر است زیرا نزدیک ترین نقطه به مرکز دایره ، کمترین تکان را دارد Every happening, great and small is a parable whereby God speaks to us and the art of life is to get the message هر اتفاقی که می افتد ، چه کوچک و چه بزرگ ، وسیله ای است برای آنکه خدا با ما حرف بزند و هنر زندگی دریافت این پیام هاست تقدیم به بهترینم ....؟
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 13:7 توسط سلطان بانو
|
