بار خدایا باز دل به یاد تو فغان می كند. نمی دانم در جستجوی تو دیرینه كتاب كهن تاریخ را مطالعه كنم یا چشم بر صفحه آسمان بدوزم؟ دل را به یاد موهبتهای تو آرام كنم یا به تعریف آفریده هایت؟ خدایا، گاه كه از همه نا آدمیها خسته می شوم یاد تو تحمل زیستن را برایم آسان می سازد. خدایا عشق زیباست اما كدامین عشق پرشور تر از عشق به توست كه یادت قلبها را به اوج لذتها می رساند و مرگ را زیباترین پدیده ها می سازد. خدایا، شرم مرا از آن باز می دارد كه از تو چیزی بخواهم چرا كه هر چیزی را قبل از آنكه بخواهم به من داده ای. اما خدایا سه چیز را از كسی كه آفریدی دریغ مدار كه تا زنده ام توان خواندن نماز ایستاده را داشته باشم، كه عشقت از دلم بیرون نرود و آن زمان كه مرا خواندی در راه تو باشم. ای محبوب من، ما را پاك بگردان، پاك بمیران و پاك محشور بگردان كه تو رب العرش العظیمی ...
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 20:53 توسط سلطان بانو
|

خدايا قلبم را از تمام کينه ها پاک کن که غير از تو کسي را بر اين کار قادر نيست . خدايا شکّم را به باور ، باورم را به ايمان و ايمانم را به يقين مبدل فرما. خداوندا با من چنان كن كه در خور مقام پادشاهيت باشد نه در خور مقام پست دنيايي من . يا رب نظر تو برنگردد............. دشمنم داشتند و آنان که درحقم ظلم کرده اند را ببخشم. خداوندا دستانم خالي اند و دلم غرق در آمال . يا به قدرت بيکرانت دستانم را توانا گردان يا دلم را از آرزوهاي دست نيافتي خالي کن . خدايا مي دانم که نادانم به ذره اي از علم بيکرانت دانايم کن . بارالها زبانم در ستايش تو قاصر است به من زباني عطا کن تا گوشه اي اندک از رحمت بيکرانت را سپاس گويم . خداوندا راه گم کرده ام ، هدايتم کن خداوندا به من توفيقي ده که فقط يک روز بنده مخلص تو باشم که مي دانم حتي ساعتي اين چنين بودن بس دشوار است . خدايا يا مهر آنان را که در دلشان بر من محبتي نيست از دلم بيرون کن يا به من صبري ده که کساني را که دوستم ندارند دوست داشته باشم. خدايا سينه ام را چنان بگشاي که درد هاي تمام عالم را در آن جاي دهم. حتي درد محکوم شدن به گناه هاي ناکرده ام را. خدايا بر من ذره اي از رحمت بيکرانت را ببخش تا بتوانم آنانکه محبتم را تقديمشان کردم و تحقير شدم ، دوستشان داشته باشه
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 20:18 توسط سلطان بانو
|
